علامه سید محمد حسین فضل الله(ره)
علامه سید محمد حسین فضل الله(ره)

سيد محمدحسين فضل‏الله در سال 1935م (1354ق) در نجف اشرف در خانواده روحانی ديده به جهان گشود. تحت اشراف پدرش سيد عبدالروف فضل‏الله –از مراجع مذهبی شيعه- مراحل تربيت و تعليم را به شيوه‏ای كه در آن زمان مرسوم بود گذراند. در دوره كودكی وارد مكتب‏خانه شد تا خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را بياموزد. اما فضای خشن مكتب‏خانه كه تحت اداره افراد كهنسال بود با مزاجش سازگار نيامد و حتی آثار منفی بر روحيه‏اش گذارد.
 
به زودی وارد مدرسه‏ای شد كه مركزی با نام (منتدی النشر) به سبك جديد تأسيس كرده بود. وی وارد كلاس سوم اين دبستان شد و زمانی كه كلاس چهارم را می‏گذراند، دبستان را هم ترك گفت و در سن نه سالگی تحصيلات حوزوی‏اش را آغاز كرد. هم‏زمان با تحصيلات حوزوی و به تناسب سن و ذهنيت خويش به فضای پيرامون و اوضاع زمانه توجه داشت و انديشه‏ها و دغدغه‏های فرهنگی و سياسی زمانه‏اش را از طريق مجلات مصر و لبنان و روزنامه‏های عراقی پی‏گيری می‏كرد.
 
سيد محمدحسين دروس مرسوم حوزوی از صرف و نحو و معانی و بيان تا منطق و اصول فقه را نزد پدر خود فرا گرفت و در اين مرحله استادی غير از پدرش نداشت. تا اين كه برای فراگيری جلد دوم كتاب كفاية‍ الاصول به محضر يكی از اساتيد ايرانی‏اش به نام شيخ مجتبی لنكرانی می‏شتابد.
 
با اتمام كتاب كفاية الاصول به درس خارج مراجع آن دوره مانند سيد ابوالقاسم خويی،‌‌‌‌‌ سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودی و شيخ حسين حلی راه يافت و در كنار دروس خارج اصول فقه و فقه، بخشی از كتاب (الاسفار الارهم) معروف به (حكمت متعاليه) ملاصدرا شيرازی را نزد ملاصدرا بادكوبه‌ای فرا گرفت و مدت پنج سال نيز اين درس را از سيد محمدباقر صدر فرا گرفت. استادش سيد ابوالقاسم خويی به او توصيه كرده بود تا اين درس را به طور جدی پيگيری كند.
 
فضل‏الله در سال 1952م در سن هفده سالگی برای نخستين‏بار به قصد ديد و بازديد خانوادگی به لبنان رفت و در اين سفر كه هم‏زمان با اربعين درگذشت سيد محسن امين عاملی بود قصيده‌ای در رثای او سرود و در آيين يادبود او قرائت كرد. وی در اين قصيده بسياری از مسايل سياسی روز و از جمله مساله وحدت و بيداری اسلامی و مهاجرت جوانان را مطرح و استعمار فرانسه را تقبيح كرد. روزنامه‌های آن روز لبنان اين قصيده را تحريك كننده و احساس برانگيز توصيف كردند.
 
در سال 1966م جمعی از مؤسسان انجمن مذهبی "اسرة‌‌‌‌‌‌‌‌‌ التآخی" منطقه نبعه در حاشيه شرقی بيروت از فضل‏الله دعوت كردند تا در آن منطقه رحل اقامت افكند.
وی اين دعوت را پذيرفت و در همين سال به قصد اقامت دائم به وطن اصلی خويش بازگشت.
 
اساتيد
 
1. سيد عبدالرئوف فضل‏الله (پدر سيد محمدحسين)
2. سيد ابوالقاسم خويی
3. سيد محسن حكيم
4. سيد محمود شاهرودی
5. شيخ حسين حلّی
6. شيخ صدرا بادكوبه‌ای معروف به ملاصدرا قفقازی
7. سيد محمدسعيد فضل‏الله (عموی سيد محمدحسين)
 
پويش فرهنگی و علمی
 
سيد محمدحسين فضل‏الله از سال‌های نخست نوجوانی، در كنار استمرار تحصيلات حوزوی، مطالعات و فعاليت‌هايی را پی گرفت كه در محيط بسته حوزه علميه نجف چندان پذيرفته نبود. وی با تعميق و تداوم مطالعات ادبی و قرائت مجلاتی چون مجله الكاتب طه حسين اندك‏اندك به وجود قريحه شعر در نهاد خويش پی برد و شروع به سرودن شعر كرد. بعدها اين قريحه چندان در او شكفت كه حاصل آن در قالب سه ديوان شعر منتشر شد.
 
در سال (1380 ق) "جماعة العلما" نجف مجله‌ای فرهنگی – اسلامی را راه‌اندازی كردند كه سيد محمدحسين فضل‏الله در كنار سيد محمدباقر صدر و شيخ محمدمهدی شمس‌الدين از مديران آن بود و سرمقاله‌های سال دوم اين مجله را با عنوان "كلمتنا" (سخن ما) به رشته تحرير درآورد.
 
سرمقاله نخست انتشار اين مجله را سيد محمدباقر با عنوان "رسالتنا" (رسالت ما) نگاشته است.
 
فضل‏الله به مدت 6 سال به نگارش مقاله و تأليف كتاب ادامه داد و در كنار سيد محمدباقر صدر در تشكيل جنبشی شيعی در عراق نقش ايفا كرد. حاصل رايزنی‌ها و هم‌فكری‌های فضل‏الله و صدر، پيدايی نخستين جنبش اسلامی شيعی در عراق با نام حزب‌ الدعوة الاسلاميه بود.
 
تا آن زمان جامعه سنی عراق از چند حزب و جنبش ـ مانند اخوان المسلمين و حزب التحرير الاسلامی ـ برخوردار بود. فضل‏الله كتاب‌های "قضايانا علی ضوء الاسلام" و "اسلوب الدعوة فی القرآن" را در چنين مرحله‌ای نگاشته است.
 
وی پس از بازگشت به لبنان در سال 1966م فعاليت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای را در لبنان به راه انداخت كه امروزه پس از 45 سال از آغاز اين فعاليت‌ها كارنامه پرباری از آن در ابعاد مختلف مشهود است.
 
وی با برگزاری جلسات تفسير و وعظ دينی و اخلاقی و برنامه‌های پاسخ به پرسش‌ها ـ‌ كه هنوز هم به صورت منظم تداوم دارد ـ توانست تحول عظيمی در چندين نسل پديد آورد و چنان كه خود می‌گويد: افتخار تربيت غالب نيروهای مبارز و فعالان مذهبی شيعه را از آن خود نمايد.
 
تأسيس حوزه علوم دينی به نام "المعهد الشرعی الاسلامی" به هدف پرورش طلاب علوم دينی بخش ديگری از فعاليت‌های فرهنگی و علمی علامه سيد محمدحسين فضل‌الله است. وی در اين مدرسه تدريس درس خارج اصول وفقه را برعهده دارد. بسياری از شخصيت‌های جنبش مقاومت اسلامی لبنان تربيت شده اين مدرسه هستند. شهيد شيخ راغب حرب از نخستين طلاب اين مدرسه بود.
 
وی علاوه بر "المعهد الشرعی" كه در شهر بيروت واقع است، حوزه علميه ويژه زنان را نيز در بيروت و حوزه‌ای نيز در صور و حوزه المرتضی در دمشق (سيده زينب) را تأ‌سيس كرده است.
 
تأليفات
 
از علامه سيد محمدحسين فضل‏الله تاكنون بيش از هفتاد عنوان كتاب -‌ كه درمجموع به بيش از يكصد جلد می‏رسد‌ - منتشر شده است. برخی از كتاب‌های ايشان مجموعه سخنرانی‌ها و برخی ديگر تقريرات درس‌های خارج اصول و فقه ايشان است كه به وسيله شاگردانشان تنظيم شده است.
 
الف) پژوهش‌های قرآنی
 
1. من وحی القرآن (تفسير قرآن در 24 جلد)
2. الحوار فی القرآن
3. اسلوب الدعوه فی القرآن
4. من عرفان القرآن
5. حركة النبوة فی مواجهة الانحراف
6. دراسات و بحوث قرآنية
 
ب) كتاب‌های فقهی
 
7. المسائل الفقهية
8. الفتاوی الواضحة
9. فقه الحيا‌ة
10. كتاب الجهاد
11. كتاب النكاح
12. القرعة و الاستخارة
13. اليمين و العهد و النذر
14. الاجارة
15. رسالة فی الرضاع
16. فقه الشريعة (رساله‍‍ی علميه)
17. الصيد و الذباحة
18. دليل المناسك
19. الشركة
20. الوصية
21. المواريث
 
ج) انديشه اسلامی
 
22. خطوات علی طريق الاسلام
23. قضايانا علی ضوء الاسلام
24. الاسلام و منطق القوة
25. الحركة الاسلامية، هموم و قضايا
26. من اجل الاسلام
27. مفاهيم اسلامية عامه (10 جلد)
28. فی آفاق الحوار الاسلامی المسيحی
29. دنيا الشباب
30. دنيا المرأة
31. تأملات اسلامية حول المرأة
32. قراءة جديدة لفقه المرأة الحقوقی
33. الوحدة الاسلامية بين الواقع و المثال
34. قضايا اسلامية معاصرة
35. اسئلة وردود من القلب
36. المرجعية و حركة الواقع
37. الاسلام و المسيحيه
38. الاسلام و فلسطين
39. الاسلاميون و التحديات المعاصرة
40. السلام و المشروع الحضاری
41. خطاب الاسلاميين و المستقبل
42. مع الحكمة فی خط الاسلام
43. الندوة (20 جلد)
44. الجمعة منبر ومحراب
45. صلاة الجمعة، الكلمة و الموقف
46. من وحی عاشورا
47. حديث عاشورا
48. علی طريق كربلا
49. تأملات فی آفاق الامام موسی الكاظم(ع)
50. فی رحاب أهل البيت عليهم السلام
51. آفاق اسلاميه
52. فی رحاب الدعاء
53. الانسان و الحياة
54. حوارات فی الفكر و الاجتماع و السياسه
55. روی و مواقف (3 جلد)
56. المعالم الجديدة للمرجعية الشيعية
57. تأملات فی الفكر السياسی الاسلامی
58. صراع الارادات
59. المقاومة الاسلامية
60. شرح خطبة الزهراء (سلام‏الله عليها)
61. الفقيه و الامة
63. اراد‌ة القوه
64. بينات
65. الهجرة و الاغتراب
66. الزهراء القدوة
67. مطارحات فی قضايا قرآنية
68. تحديات المهجر
69. آفاق الروح (شرح صحيفه سجاديه در 3 جلد)
70. مجموعه های شعری
71. يا ظلال الاسلام (رباعيات)
72. قصائد من اجل الاسلام و الحياة
73. علی شاطی الوجدان
 
فعاليت‏های اجتماعی
 
گذشته از فعاليت‌های علمی و فرهنگی و سياسی‌ای كه فضل‌الله در لبنان و سوريه داشته است، فعاليت‌های اجتماعی ايشان چندان گسترده بوده كه كمتر منطقه‌ای از كشور لبنان را می‌توان يافت كه اثر فعاليت اجتماعی ايشان در آن مشهود نباشد.
 
شعله‌ور شدن آتش جنگ‌‌های داخلی و تجاوزات صهيونيست‌ها، گذشته از خسارت‌های جانی و مالی، مشكلات اجتماعی فراوانی را در پی داشت كه مهم‌ترين آن سرنوشت مبهم يتيمان و فرزندان شهدا و فقرا و معلولان بود.
 
انجمن خيريه (جمعيه المبرات الخيريه) كه تحت اشراف علامه سيد محمدحسين فضل‏الله قرار دارد با كمك نيكوكارانی از كشورهای عربی خليج‌فارس و لبنان اقدام به تاسيس مراكز و موسسات عظيم و پيشرفته برای تربيت يتيمان و به ويژه فرزندان شهدا و فرزندان فقرا و تأسيس بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و مساجد نمود. در اين مراكز خيريه، ياد شدگان به طور شبانه‌روزی اسكان دارند و مراتب تحصيلی‌اشان را در بخش آموزشی همين مراكز می گذرانند.
 
نام اين مراكز خيريه و محل تأسيس آنها از پی می‏آيد:
 
مراكز خيريه ايتام
 
1. مبرة الامام الخويی، بيروت (الدوحه)
2. مبر‌ة الامام زين‏العابدين(ع)، البقاع (الهرمل)
3. مبرة الامام علی بن ابی‏طالب(ع)، جبل‏عامل
4. مبرة السيده مريم(ع)، جبل‏عامل، جويا
5. مبرة السيدة خديجة الكبری(ع)، بيروت (بئر حسن)
6. مبرة الحورا زينب، البقاع الغربی، سحمر
7. مراكز خيريه برای نابينايان و ناشنوايان
8. مدرسه النور (برای نابينايان)، بيروت
9. مدرسه الرجاء (ناشنوايان)، بيروت
 
مراكز بهداشتی
 
1. مستشفی بهمن (بيمارستان بهمن)، بيروت، حارة حريك.
2. مستشفی السيدة زهرا(س)، جبل‏عامل، العباسيه.
 
شكل‏گيری حركت مقاومت اسلامی لبنان
 
چنان كه پيش‌تر گذشت، علامه فضل‏الله در سال‌های حضور در نجف در صف بنيانگذاران نخستين حركت‌های شيعی در عراق قرار داشت و از همراهان نزديك سيد محمدباقر صدر در مسايل سياسی و تشكيلاتی بود.
 
فضل‏الله پس از بازگشت به وطن پدری خويش (لبنان) در پی طرح صبغه سياسی اسلام در جامعه مسلمانان لبنان برآمد، به گونه‌ای كه اسلام‌گرايی سياسی و مردم‌گرايی از وجوه بارز شخصيت او به شمار می‏آيد.
 
زمانی كه كشور لبنان مورد تهاجم رژيم صهيونيستی واقع شد، جوانانی كه غالباً تحت‏تأثير انديشه و حركت فضل‏الله بودند و گويا از پيش برای چنين دوره‌ای تربيت شده بودند، حركت نامنظم و غير تشكيلاتی مقاومت اسلامی را كه برخوردار از بدنه‌ای مردمی و مستحكم بود، به راه انداختند. اين حركت كه امروزه (حزب‌الله) لبنان شكل سازمان يافته و اصلی‌ترين شاخه آن است، همواره از فضل‏الله تغذيه فكری و سياسی شده و می‌شود.
 
وسايل ارتباط جمعی جهان هميشه از فضل‏الله به عنوان (رهبر معنوی حزب‌الله) ياد می كنند، اما وی انتساب تشكيلاتی و سازمانی خود را به هر گروه سياسی‌ای رد می كند و می‌گويد: (اين نام‏گذاری ناشی از اين است كه اغلب اين برادران مبارز و مومن در نمازهای جمعه و جماعت كه به امامت من تشكيل می‌شود و يا در درس‌ها و سخنرانی‌های من حاضر می‌شوند كه اين را تداعی می‌كند كه من سمت رهبری آنان را به عهده دارم.)
 
هرچند ارتباطی بين فضل‏الله و حزب‌الله وجود ندارد اما وجود تربيت‌شدگان فضل‌الله در سطوح رهبری اين جنبش ـ كه به رجال فضل‏ا‌‌لله معروفند ـ حضور غير مستقيم وی را در اين جنبش تأمين می‏كند.
 
در جريان انفجار مقر فرماندهی نيروهای آمريكايی و فرانسوی، رسانه‌های غربی انگشت اتهام را به طرف فضل‏الله گرفتند و او را مسئول اين انفجارها معرفی كردند. وقوع اين حوادث سبب مطرح شدن وی به عنوان طراح و هدايت كننده اصلی يكی از بزرگ‌ترين حركت‌های مقاومت اسلامی در سطح وسايل ارتباط جمعی جهان شد. فضل‏الله در سال 1367ش در گفت‌وگو با مجله حوزه (قم) تصرح كرد: من از اين تهمتی كه تبليغات استعماری جهان به من می‌زنند و مرا مسئول انفجار مقر فرماندهی نيروهای آمريكايی در لبنان (مارنيز) و يا فرانسوی‌ها و ديگران می‌دانند استفاده كردم و از فرصتی كه پيش آمد و تمام وسايل ارتباط جمعی جهان اعم از آمريكايی، انگليسی، فرانسوی، روسی، ژاپنی، چينی يا كشورهای اروپای شرقی را بر روی من باز كرد. غالباً خبرنگاران آنها برای روزنامه و يا تلويزيون‌های خود با من مصاحبه كردند و درباره جمهوری اسلامی ايران و سياست‌ اسلامی و مذهب شيعه مطالبی پرسيدند و من از اين فرصت استفاده مهمی كردم. در عين حال كه آنان سعی در وارونه جلوه دادن مسايل و آلوده كردن چهره مرا داشتند، توانستم ندای اسلام را به تمام جهان برسانم.
 
جايگاه و نقش رهبرانه فضل‏الله در جنبش مقاومت اسلامی لبنان سبب شد تا يك بار ربوده و چهار بار ترور شود.
 
سيد محمدحسين فضل‏الله خاطره خويش را از ربوده شدن خود به وسيله نيروهای كتائب در سال 1982م چنين بازگو می‌كند:
 
زمانی كه رژیم صهیونیستی لبنان را (در سال 1982م) اشغال كرد و اين اتفاق كه ما از پيش بيم داشتيم اتفاق افتاد من به دعوت جمهوری اسلامی ايران برای شركت در جشن‌های پيروزی انقلاب در اين كشور به سر می‌بردم. در همان‌جا با شركت جمعی از علمای شيعه و سنی لبنانی مسأله را بررسی و بيانيه‌ای صادر و اشغال‌گری این رژیم را محكوم كرديم و به سرعت آماده بازگشت به لبنان شديم. اما برخلاف انتظار متوجه شديم كه بيشتر ورودی‌های بيروت از سوی صهیونیست‌ها و يا نيروهای داخلی هم‌پيمانشان بسته شده است. در تلاش برای رسيدن به بيروت از راه‏بند امنيتی اسراييلی‌ها در منطقه شرقی بيروت گذشتيم و ناگهان در دام راه‏بند نيروهای كتائب در نزديكی اسراييلی‌ها افتاديم. آنان ما را متوقف كردند و ما و اتومبيلمان را بازرسی كردند و از داخل اتومبيل برخی اوراق و مصاحبه‌های مطبوعاتی را يافتند. ما را به دفتر كتائب در منطقه حازميه بردند. همراه من پسرم (علی) و جمعی از دوستانم بودند.
برای نخستين بار معنای (ربوده شدن) را درك كرديم. تلاش ما برای مذاكراه با ربايندگان به جايی نرسيد. زيرا آنان منتظر دستورهای بعدی از سوی مقامات بالاتر بودند. در همان حال كه ما را به بازداشتگاه می‌بردند، برخی از مردم با مشاهده وضع اسارت ما، مرا به يكديگر نشان می‌دادند و می‌گفتند: خميني… از حسن اتفاق برخی نزديكان ما که شاهد اسارت ما بودند، به بيروت غربی و ناحيه جنوبی آن آمدند و مردم را آگاه كردند.
انتشار خبر ربوده شدن در ميان مردم، مقدمه بحرانی سياسی را فراهم آورده بود. اما پيش از تيره‌تر شدن اوضاع، ربايندگان درصدد جبران برآمدند. ناباورانه ديديم كه آنان -‌كه پيش از اين حاضر به سخن گفتن با ما نبودند -‌ نزد ما آمدند و از ما عذرخواهی كردند و ما را به ناحيه جنوبی بيروت منتقل كردند.
 
فضل‏الله درباره عمليات‌های تروری كه در معرض آن قرار گرفت چنين می‌گويد:
نخستين بار در اوايل دهه هشتاد در منطقه (روضه الشهيدين) نزديك محله الغبيری بيروت، زمانی كه برای ايراد سخنرانی در حسينيه الشياح به آنجا می‌رفتم، در كمين نظامی‌ای افتاديم كه يكی از احزاب عربی (بعث عراق) بر سر راه ما نهاده بود. بارانی از گلوله به سمت اتومبيل هيأت ما سرازير شد، به گونه‌ای كه بسياری از گلوله‌ها به اتومبيل جلويی و عقبی اصابت كرد. اما تيری به اتومبيل ما نخورد و ما به شكل طبيعی راه خود را ادامه داديم و در موعد مقرر در حسينيه سخنرانی كردم ولی ماجرای ترور را برای مردم باز نگفتم.
مدتی پس از از اين عمليات ناكام گروهی مسلح وارد منزلم در منطقه (الغبيری) شدند و برنامه‌ آنها اين بود كه پس از كشتن پاسداران به اتاقم هجوم آورند. آنان به شكلی كاملاً امنيتی وارد خانه شدند و پاسداران كه احساس كردند اوضاع غير عادی است، با آنان درگير شدند و يكی از پاسداران منزل به شهادت رسيد ولی عمليات تروريست‌ها ناكام ماند.
عمليات ترور سوم به گونه‌ای متفاوت انجام شد. اين بار تروريست‌ها، كمی پيش از اذان صبح موشكی را به سمت اتاق خوابم -‌در ساختمان آپارتمانی- شليك كردند اما اين موشك به خطا به يك طبقه پايين‌تر ـ ‌يعنی طبقه چهارم‌ ـ اصابت كرد.
در همان زمان به گروهی از خبرنگاران كه از من چيزی برای گفتن می‏خواستند گفتم: تصور می‌كردم كسی كه در كنار شما نشسته است ديگر در معرض عمليات ترور قرار نخواهد گرفت اما ديدم كه مساله برعكس است.
همين مسأله سبب شد تا به توصيه مقامات امنيتی اسلامی از منطقه (الغبيری) كه نزديك به مناطق حضور سازمان‌های فلسطينی و ناامن بود به منطقه (بئرالعبد) انتقال يابم.
اما انفجار بزرگ 1984م كه هدف آن كشتن من بود، در پاسخ به عمليات انفجار مقر مارنيز و المظليين (مقر نيروهای آمريكايی و فرانسوی) رخ داد. زيرا دستگاه‌های تبليغاتی در آن زمان سعی كردند تا مرا مسئول اين انفجارها معرفی كنند. استناد آنها به گزارش‌های مقام‌های اطلاعاتی محلی در منطقه شرقی بيروت بود كه گزارش كرده بودند كه من به دو جوان شهادت‏طلب كه آن دو عمليات را اجرا كردند، تبريك گفته‌ام و به آنان در صورت انجام اين عمليات بشارت بهشت را داده‌ام و پيش از انجام عمليات برای تكميل برنامه و اطمينان از موفقيت آن به اين مواضع سركشی كرده‌ام. دستگاه‌های تبليغاتی هم اين افسانه‌ها را كه شبيه رخدادهای شگفت رمان‌ها يا نمايشنامه‌ها بود، بال و پر می‏دادند.
به اين ترتيب تبليغات جهانی با شاخ و برگ دادن به اين گزارش، نام مرا در رديف عناوين عمده قرار داد. به تصور من اين آغاز برنامه‌ريزی برای ترور من بود. اما بايد به اين گزراش‌ها، اطلاعاتی را بيفزايم كه بعدها از ميان اسناد آمريكايی به دست آورديم و نشان می‌دهد كه مساله فراتر از حد اتهام دست داشتن در انفجار مقر مارنيز (مقر نيروهای نظامی آمريكايی) بود. مساله اين بود كه من عنصری دردسر ساز برای سياست آمريكا در لبنان بودم. اين اطلاعات را از طريق روزنامه واشنگتن‏پست -‌ مدتی پس از انفجار بئرالعبد ‌- به دست آورديم. بعدها نير در كتاب "پرده" (خاطرات ويليام كيسی رييس سازمان اطلاعات مركزی آمريكا) خوانديم كه وی در ضمن خاطراتش از جلسه‌ای كه با امير بندر بن سلطان بن عبدالعزيز سفير عربستان سعودی در يكی از قهوه‌خانه‌های واشنگتن داشته سخن می‌گويد. براساس آنچه در كتاب آمده ويليام كيسی و بندر بن سلطان در آن جلسه به اين نتيجه می‌رسند كه من عنصری ناخوشايند برای سياست آمريكا هستم و بايد از دست من خلاص شوند. امير بندر بن سلطان چكی به مبلغ سه ميليون دلار جهت مخارج ترور من به سازمان سيا تحويل می‌دهد. زيرا بنابر آنچه در اين كتاب آمده، كنگره آمريكا با هزينه شدن مخارج چنين عملياتی از بودجه كنگره موافقت نمی‌كرد. سازمان سيا برای انجام اين عمليات يكی از مأموران سازمان اطلاعاتی انگلستان را به لبنان اعزام می‌كند و او نيز با اجير كردن عده‌ای مزدور در اطلاعات ارتش لبنان -‌ كه در آن زمان تحت رياست سرهنگ سيمون قسيس بود‌ - و نيز به كارگيری مردان و زنانی ‌- غالباً از منطقه "مشغره" در بقاع غربی - شبكه ترور را سازماندهی و مدت يك سال كامل برای تكميل برنامه‏شان برنامه‌ريزی كردند. آنان اتومبيل مرگ را كه انباشته از مواد منفجره بود به نزديك منزلم در منطقه بئر العبد منتقل كردند تا مرا ترور كنند. براساس برنامه آنان من می‌بايست در لحظه انفجار اتومبيل به محل توقف آن رسيده باشم. اما الطاف خدای بزرگ سبب ناكامی عمليات كينه‌توزانه‌اشان شد. شكست اين عمليات از آن‌رو بود كه من پس از اتمام نمازجمعه در حالی كه خسته بودم آماده بازگشت بودم كه زنی مؤمن از آشنايان نزد من آمد. او پس از خروج از مسجد استخاره كرده بود كه برای مشورت و صحبت درباره برخی مسايل شرعی و مشاكل شخص‌اش نزد من بيايد. از قضا نتيجه استخاره‌اش هم خوب بود. ابتدا به خاطر خستگی ناشی از 5 ساعت فعاليت حال شنيدن حرف‌هايش را نداشتم و از او خواستم به منزلم بيايد. اما او اصراری فوق‌العاده داشت كه همان جا حرف‌هايش را با من در ميان بگذارد. ناچار پذيرفتم و او هم حرف‌هايش را زد. نمی‌دانستم كه اين مشيت الهی است. اتفاقاً در همين لحاظات اتومبيلی شبيه اتومبيل ما به نزديكی منزل ما رسيد. هدايت كنندگان عمليات كه گمان می‌كردند اتومبيل ما به محل مورد نظر‌شان رسيده است، دگمه را فشار دادند و اتومبيل كار گذاشته را منفجر كردند. در زمان انفجار من در مسجد بودم و به صحبت‌های آن زن گوش می‌كردم. اگر آن زن مرا معطل نكرده بود در زمان انفجار در همان مكان می‌بودم. جالب توجه است كه برخی راديوهای محلی لبنان پنج دقيقه پس از عمليات اعلام كردند كه فضل‌الله در اين انفجار نابود شده است و اين نشان می‌دهد كه برای ترور من علاوه بر برنامه‌ريزی امنيتی، برنامه‌ريزی تبليغاتی هم شده بود.
 
فضل‏الله درباره برنامه‌ريزی تبليغاتی اين حادثه می‏گويد:
آن روز ملاحظه كردم كه گروهی از نمايندگان رسانه‌های تبليغاتی غربی و محلی از من تقاضای ايراد سخن -‌ هرچه كه باشد ‌- می‏كنند. حتی تلويزيون فرانسه قبل از اين حادثه از من تقاضا كرد حتی به مدت يك دقيقه هم كه شده سخنی بگويم.
 
اين رسانه‌ها لحظه به لحظه در داخل مسجد مرا همراهمی كردند و از من تصوير می‌گرفتند. گو اين كه اين رسانه‌ها با گرفتن فيلم و تصوير از خطبه‌ام در نماز جمعه بعداً به مخاطبان خود بگويند كه اين آخرين فيلم و عكس از فلانی است. زيرا برنامه آنان بسيار دقيق طرح‌ريزی شده بود. اما اين برنامه ناكام ماند. البته صدها شهيد و زخمی برجای گذاشت. شمار شهيدان اين انفجار ‌- كه زن و مرد و كودك و نوجوان و پير در آن به چشم می‏خورد ‌- به بيش از هشتاد تن رسيد. برخی كودكان در شكم مادران و برخی بر روی دستان مادران خود به شهادت رسيدند. اين حادثه حدود دويست زخمی بر جای گذاشت كه برخی از آنان دچار نقص عضو شدند. منطقه محل انفجار منطقه تنگ و شلوغ و زمان انفجار هنگام بازگشت كارگران به خانه‌هايشان بود.
در خاطرات ويليام كيسی آمده است كه امير بندر بن سلطان ‌-سفير عربستان سعودی در واشنگتن‌ - با شنيدن خبر ناكامی ترور من دچار دل‌پيچه شد، اما برای كاستن از تأثير اين مساله بر خود به اربابش رييس سازمان سيا می‏گويد كه به من (فضل‌الله) و هوادارانم در حاشيه جنوبی شهر بيروت در مقابل سكوتم از دعوت به انتقام‌گيری از آمريكا يك ميليون دلار كمك مالی و دارو و … داده است. ويليام كيسی در پاسخ می‌گويد: در اين صورت مبلغ رشوه از هزينه عمليات ترور كمتر است! من در همان زمان اعلام كردم كسی در روی زمين و هر مقام اطلاعاتی‌ای كه می‌تواند ثابت كند من يك ريال از هر مقام دولتی يا غير دولتی گرفته‌ام سندش را رو كند.
در آن هنگام متوجه شدم كه امير بندر بن سلطان –‌ در صورت صحت اين روايت كه وسايل تبليغاتی سعودی انكارش كردند‌ - دروغ‌گويی را هم خوب بلد نيست. زيرا ادعا كرده كه به هواخواهانم در ناحيه جنوبی بيروت كمك‌های مالی و… نموده است. من مطئنم كه او به هيچ‏يك از هواخواهان نزديك يا دور من و حتی به بازماندگان و آسيب‌ديدگان انفجار هيچ‏گونه كمكی نكرده است.
 
فضل‏الله درباره اهداف و پيامدهای اين انفجار می‏گويد:
تصور می‌كنم كه اين انفجار كه هدف آن ترور من بود پاسخی به انفجار مقر نيروهای آمريكايی در فرودگاه بيروت بود. اما آمريكايی‌ها ناكام ماندند و پيامدهای آن نيز به زيان سياست آمريكا در لبنان تمام شد. اين انفجار در خود آمريكا نيز بازتاب يافت و پس از آن كه روزنامه واشنگتن‏پست برخی اطلاعاتش را درباره اين انفجار و عوامل پشت پرده آن منتشر كرد رييس جمهور آمريكا رونالد ريگان وادار شد تا علناً اعلام كند كه دستور ترور مرا صادر نكرده و آمريكا در اين عمليات مشاركت نداشته است.
هرگاه به ياد اين عمليات شيطانی می‌افتم به اين مساله می‌انديشم كه آمريكا كه همه مخالفان خود را به تروريست بودن متهم می‏كند چگونه با عملياتی امنيتی ‌-تروريستی حدود دويست و هشتاد تن از كارگران و ديگر مردم بی‌گناه را يكجا درو می‌كند.
در اين عمليات حتی برخی جنين‌ها در شكم مادرانشان متلاشی شدند. معتقدم كه وحشی‌گری آمريكا در مسايل امنيتی هيچ مرزی ندارد و اين دولت هرجا كه پای منافقش در ميان باشد هر كاری را مجاز می‌شمرد. از همان زمان و البته پيش از آن هيچ احترامی به مواعظ آمريكا درباره حقوق‏بشر و محكوميت تروريسم و دفاع از آزادی قائل نبوده و نيستم.

مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)

مجمع جهانی اهل‎بیت(علیهم‎السلام)، به عنوان یک تشکل جهانی و غیردولتی، از طرف گروهی از نخبگان جهان اسلام تشکیل شده است. اهل‎بیت(علیهم‎السلام) به این دلیل بعنوان محور فعالیت انتخاب شده‎اند که در معارف اسلامی در کنار قرآن، محوری مقدس را که مورد پذیرش عامه مسلمین باشد، تشکیل می‎دهند.
مجمع جهانی اهل‎بیت(علیهم‎السلام) دارای اساسنامه‎ای مشتمل بر هشت فصل و سی و سه ماده است.

  • ایران - تهران - بلوارکشاورز - نبش خیابان قدس - پلاک 246
  • 88950827 (0098-21)
  • 88950882 (0098-21)

تماس با ما

موضوع
ایمیل
متن نامه
2*9=? کد امنیتی